روزها و سوزها
در حال هوای خودم می نویسم ... و اما دوستانی که لطف دارند مطالب من رو در وبلاگ یا سایت یا ...متعلق به خودشون می گذارند لطفا به من هم اطلاع بدهند یا رسم ذکر کردن منبع رو از یاد نبرند ....ممنونم
در صفای آسمانیت چون کبوتر در غربت آزادیم بر بام سرایت منزل گزیدم در هوایت پر و بالی گشودم در رهگذارت دانه ای چیدم بر نگاهت نغمه ای سرودم از پاکیت قطره ای نوشیدم چه شد ترا که اینک : بنیانم وازگون کردی پر و بال پروازم شکستی در گذرم طوفان سنگ به پا کردی با دست هایت نغمه هایم را فشردی با خشم هایت زهر نفرت نوشاندی و نیم جانم را به اسارت بردی مرا قربانی کدام پرستوی مهاجر کرده ای ؟! ...
نوشته شده در یکشنبه ٩ دی ۱۳۸٦ساعت
۱۱:۱٥ ب.ظ توسط لیلی نظرات () |
| Design By : Night Melody |
